زمین به آسمان بیاید
آسمان به زمین
حواسم نه پرت شیطنت های ستاره ها می شود نه دلربایی گنجشگکان باغ
محو چشم های توام هنوز …

/ 7 نظر / 9 بازدید
علی فلسفی

خداحافظ نگو وقتی هنوز درگیر چشماتم خداحافظ نگو وقتی تا هر جا باشی همراتم تو اون گرمای خورشیدی که میری رو به خاموشی نمی دونی چقد سخته شبِ سرد فراموشی شبی که کوله بارت رو میون گریه می بستی یه احساسی به من می گفت هنوزم عاشقم هستی خداحافظ نگو وقتی هنوز درگیر چشماتم خداحافظ نگو وقتی تا هر جا باشی همراتم چرا حالت پریشونه چرا مایوس و دل سردی خداحافظ نگو وقتی هنوزم میشه برگردی تو یادت رفته اون روزا یکی تنها کست میشد خداحافظ که می گفتی خدا دلواپست میشد خداحافظ نگو هنوز درگیر چشماتم خداحافظ نگو تا هر جا باشی همراتم خداحافظ نگو

علی فلسفی

گاهی سخت می شود … دوستش داری و نمی داند دوستش داری و نمی خواهد دوستش داری و نمی آید دوستش داری و سهم تو از بودنش فقط تصویری است رویایی در سرزمین خیالت دوستش داری و سهم تو از این همه ، تنهایی است

رها

به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم .. نظر به سوی تو دام غلام روی تو باشم .. [قلب]

علی فلسفی

“با تو بودن” را برای این باور دارم که “بی تو بودن” را نمی توانم باور کنم …

علی فلسفی

نمیدانستم برایت کهنه شده ام ، هنوز مدتی نگذشته که برایت تکراری شده ام مهم نیست ، برای همیشه تو را از یاد میبرم ،قلبم هم نخواهد، خاطرت را خاک میکنم تو نبودی لایق من ، تو نبودی عاشق من ، میمانم با همان تنهایی و غم

علی فلسفی

“تــــــــــــــــــــــو” یادگار روز هایی هستی که نه فراموش می شوند و نه تکرار

وحید

آخی چی میبینی تو چشم مگه من که هر چی دقت کردم چیز خاصی ندیدم[نیشخند]